پنجم پاپ شد (و جاكومو دانجلو ترجمهاش از بطليموس را به وي اهدا كرده)، گفته ميشود كتابهايي را ترجمه كرده است. مانوئل خريسولوراس ترجمهٴ جمهوري افلاطون را آغاز كرد.
آتومانوس و خريسولوراس در قسطنطنيه بهدنيا آمده بودند و پطروس فيلارگس در كرت. هرسه طبعاً معلوماتي از زبان يوناني داشتند، ولي لاتيني را بعداً فراگرفته بودند و معلومات آتومانوس در اين زمينه بسيار ناقص بود.
براي ترجمههاي لاتيني ¿ قسمت 3 ـ ب.
ب. از يوناني به عبري. سليمانبن الياس رسالهٴ اسطرلاب منسوب به بطليموس و آتومانوس، عهد جديد، را ترجمه كردند. هر دو ترجمه مورد ترديد است. اولي بدان سبب كه بخشي، بيشتر يا تماماً، از عربي صورت گرفته و دومي از بابت آنكه متن ترجمه در دست نيست. آتومانوس قصد داشت
عهد جديد را به عبري ترجمه كند، ولي آيا اين قصدش تحقق يافت؟ هر دو معلومات خوبي در زبان يوناني داشتند؛ سليمان عبري را بسيار خوب ميدانست، ولي آتومانوس چطور؟ براي ترجمه از عبري به يوناني
¿ قسمت 4 ـ الف.
3. لاتيني
الف. از لاتيني به عبري. اين بزرگترين گروه فرعي ترجمههاي اين عصر است، موضوعي كه موٴيد مطالب بيانشده در فصل اول است. اينك، لاتيني براي يهوديان هم بههمان اندازهٴ مسيحيان منبع كسب آگاهي شده بود. جريان لاتيني به عبري چنان وسيع است كه بهتر ميبينيم كارهاي پرونسيان و اسپانياييان را جداگانه بررسي كنيم. درخور توجه است كه اكثريتشان در هر دو سرزمين، اگر نه منحصراً، غالباً مترجم بودند.
پرونس. فضلاي پرونسي با درك اهميت روزافزون طب لاتيني بيشتر خود را وقف ترجمهٴ آثار پزشكي لاتيني به عبري كردند. مثلاً موسي روكامور و سپس، يكوتيلبن سليمان ناربُني زنبق پزشكي برنار گوردوني را ترجمه كردند؛ لئون يوسف كاركاسوني و ابراهيم ابيگدُر شرح ژرار دو سولو بر كتابالمنصوري را؛ همچنين لئون يوسف رسالههاي ديگري را از ژرار دو سولو و ژان دوتورنامير ترجمه كرد. ابراهيم ابيگدُر رسالاتي از برنارد آلبرتي، آرنولد ويلانووايي و ژرار دو سولو را؛ طُدرُسبن موسي يُمطُب رسالههايي از ابنماسويه و آرنولد ويلانووايي را، بنيامينبن اسحاق رسالهٴ طاعون ژان بورگونديايي را؛ يهودا بن سليمان ناتان يادداشتهاي لاتيني (حاشيه) بر رسالهٴ ابن وافد، رسالهٴ شراب آرنولد ويلانووايي را كه گيلبرت انگليسي و برنار گوردوني بدان اشاره كردهاند. اگر تحريرها و تهذيبهاي عبري بر رسالههاي لاتيني را بخواهيم ذكر كنيم، اين فهرست بسيار مفصلتر خواهد شد. معلوم است كه بسياري از علماي يهودي سعي